ای پرده نشين !

ای پرده نشين ! پرده ز رخ يک سو زن

يک سو همه مرد منتظر يکسو ، زن

هرچند که انکار کنندت ، اما

از رونق تو کم نشود يک ، سوزن

 

  
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ،۱۳۸۳
تگ ها :

تصادف

 

سلام

الان که دارم اين مطلب رو مينويسم به اطلاع همه  دوستای عزيزی که اينهمه به بنده لطف دارن و جويای احوال بنده حقير هستن ميرسونم که به علت کثرت کارهای بيهوده دنيايی که گريبان آدم رو ميگيره بنده هم زمين گير شدم شايد باور نداشته باشين اما حضرت عباسی اونقدر مطلب و عکس دارم که اگه روزی دو بار هم آپ تو ديت کنم بازم موضوع کم نميارم اما نميدونم چرا نميشه خدمت برسم .اولش که به خاطر کم بودن وقت و بعدش هم تنبلی خودمه اما خدا وکيلی تصادف کردم .(البته هم با موتورم تصادف کردم و هم با افکارم)نميدونم چرا ؟ اما خدا وکيلی تصادفی شدم .اما قول ميدم که هنوز هم همون نادر هستمو چپ نکردم.اما از من حقير اينو قبول کنين که آخر الزمانه هيچی جای خودش نيست .به خدا تو اين مدتی که نتونستم خدمتتون باشم با برادرم سهيل در حال ساخت دو سه تا مجموعه مستند بوديم .(البته حقير فقط نقش ديوار رو بازی کردم و خالی بندی خودمو به اين بنده خدا چسبوندم) که فکر کنم بيشتر دوستان مستند  کاک جلال رو ديده باشن و مستند۳ قسمتی رد پای آذرخش هم در هفته دفاع مقدس پخش ميشه و يه سورپرايز هم داريم که اگه برادران صدا و سيما ....... بکنن ( از نوشتن کلمه نقطه چين شده به خاطر مسايل اخلاقی معذورم)و اين مستند رو پخش بکنن خيلی عالی ميشه. چون اگه اين برنامه ۷۲ دقيقه ای پخش بشه در روابط کشور دوست و برادر انگليس خدشه ای ايجاد خواهد شد. که اميدوارم چيزی جز اين نباشه.شما هم دعا کنين ببينيم چی ميشه.البته ناگفته نمونه که اگه آقايون پخش نکنند خدا برکت بده رسانه ياغی (cd)رو و به صورت سی دی انشاء الله پخش ميشه كه فكر كنم اين مورد فراگير تر باشه.حالا به قول شاعر  تا يار چه ميخواهد و ميلش به چه باشد.يه عكس توپ هم از جناب خر رازی در مجلس شورای اسلامی داشتم كه بی مناسبت با اين ايام شورای حكام نبود كه متآسفانه به علت دير آپ تو ديت كردن پسورد سايت جيران رو كه عكس باهاش آپلود ميكردم رو فراموش كردم .پس باشه تا موقعی كه يه بنده خدا دلش برا بنده حقير بسوزه و يادم بده چه جوری خودم اينكارا رو انجام بدم. ضمنآ پيشاپيش حلول ماه شعبان كه يكی از زيباترين ماه هاست و خداوند دوست داشتنی ترين بنده های مقرب درگاهش رو كه عشق و اخلاص در اونها خلاصه شده رو در اين ماه مبارك به ما لطف كرده رو به تمامی شيعيان امير المومنين تبريك وتهنيت ميگم.يا علی مدد  

  
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸۳
تگ ها :

شيعه

شيعه سر بر دار

هنگام کفن پوشيدن است

كجاست غيرتي كه به جوش آيد

رقص خون گل کن

بهار رنگ در جوشيدن است

  
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸۳
تگ ها :

کاوه گلستان (نگاهی متفاوت)

بدون شک کاوه گلستان يکی از بهترينها که نه ـ مسلمآ بهترين عکاس ژورناليست ايرانی بوده .که هميشه با نگاهی متفاوت از ديگران کاری تازه ارائه کرده و خود را متمايز از ساير همکاران خود مطرح نموده است . اما صد حيف و افسوس که اين هنر بی پايان در طول ساليان متمادی دستخوش تحولاتی شده که به نظر حقير اين نوع نگاه بی رحمانه و نقاد ايشان چاره ساز نبوده که هيچ دشمن شاد کن هم بوده است. البته اين نظر شخصی بنده بوده و شما ميتوانيد قبول نکنيد اما اگر به آلبومهای عکس دو دهه اخير  اين عکاس مرحوم تورقی بنماييد منظور اين بنده سراپا تقصير را درمی يا بيد.البته ايشان الان در جای حق تشريف دارند و ما هم پشت ايشان غيبتی نميکنيم .اما هر چه بود هنر ايشان قابل ستايش بود و به قول شيخ باشتين ! خدايش بيامرزد. 

مراسم تشييع كاوه گلستان

كجايند اين الگانزهاي جديد

 

 

در حال عزا داري!!!!!!!

 

 

خانواده مرحوم كاوه گلستان

  
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ،۱۳۸۳
تگ ها :

محرم ماه خون

سلام از بچگی هر موقع ماه محرم ميشد نميدونم یه احساس خاصی داشتم مثل بهار يه بوی عجيبی به مشامم ميخورد .نميدونم چرا؟ اما اينکه ميگم بدون اغراق ميگم چون نه شما منو ميشناسين نه منو ديدين که بخوام برا شماها جانماز آب بکشم.اما اين شعر که ميگه / من اين عشق حسين با شير از مادر گرفتم رو بهش اعتقاد عجيبی دارم چون عشق حسين (زبانی )نيست (جانیست)برا همين خيليا رو که ديديم يا شنيديم برا ديدن کربلای آقاشون دست هم دادن ،جون هم دادن. اين يه حرف الکی نيستش يه فلسفس فلسفه ای که بزرگترين فيلسوفها هم هر چقدر عرضه و مهارت هم داشتن فقط پاهاشونو تو اين دريا خيس کردن.فقط بعضی موقع ها که تو اين محرم خيل عظيم عزادارها رو ميديدم شعر مرحوم محتشم به يادم مي افتاد که /باز اين چه شورش است که در خلق عالم است.undefined   
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٢
تگ ها :

قرار وبلاگنويسان: راهپيمايی ۲۲ بهمن

قرار وبلاگنويسان برگزار شد. برای ديدن عکسها به اينجا برويد.
  
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٢
تگ ها :

نا نوشته ها

سلام

اين که گفتم نا نوشته ها برای اينه که تو اين مدتی که ننوشتم خيلی چيزا به نظرم اومده که ارزش نوشتن رو داشته اما يه عامل بازدارنده جلوی نوشتنم رو گرفته .بعضی از دغدغه ها مال خود آدمه دوستم نداره کسی اين دغدغه آدم رو بدونه ،اما حالا که اين زخم سر برداشته بزار اونايی که ميان اينجا بدونن که چی تو فکر من گذشته.

اول از عيد فطر شروع ميکنم که يه سری آدم مغز نخودی البته اگه مغزی داشته باشن سر چيزی که اعتقادی به اون ندارن فقط سر مخالفت تو جريان ديدن ماه چه علم شنگه ای راه انداختن که آقا ما ماه رو ديروز ديديم اينا امروز رو عيد اعلام کردن .اين جماعت  همون شيخای نهروان هستن که اگه هر سال ماه رو يه روز زود تر تموم ميشد اينا ميگفتن از روزی که اينا اومدن ماه رمضون رو هم نميزارن مردم درست روزه بگيرن.حالا امسال که ۳۰ روزه شده ماه رمضون اين جماعت يه روز زود تر عيد گرفتن !! بماند ، انشاء الله مبارکشون باشه.

بعدش ميرسيم به اوضاع داخلی خودمون که هر کسی که از جاش بلند شده .شده يه پا کارشناس مسايل بين المللی ( البته منظورم مردم نيست) اون خواصيه که بر نميتابن يه نفر از مردم در رابطه با مسايل جاری مملکتش از اونا سوال بکنه چه برسه به باز خواست.فی المثل ،همين جماعت کمسيون خارجی مجلس خودمون که ادعاهاشون چی کار ميکنه ! يا همين وزير امور خارجمون که با اون سخنگوش فقط تکذيبيه نوشتن رو ياد گرفته! البته ايشون پيش رفت هم کردن و روابط دیپلماتيک رو با کشور دوست! و نا همسايمون مصر، فقيد! رو بر قرار کردن و در يک اقدام ارزشی!! اسم يک تروريست آدم کش! که فرعون مصر رو به درک واصل کرده بود (خالد عزيز) رو از روی يکی از خيابانهای ام القرای اسلام برداشتن و با زدن قرآن به سر نيزه ها اسم اين  خيابون رو به انتفاضه بر گرداندن. البته اين اقدام ارزشی توسط شورای شهر بچه مسلمون!! ها انجام شد.که اينهم مبارک !!!!!! اين جماعت باشد.

سوم هم نمايش تحصن اين بازيگران لوس و بی مزه مجلس خودمونه که تو خانه ملت دارن اجراش ميکنن.بيچاره ها موندن که اين چه.!..!..!.. (شما بخوانيدشکر) بود که ما خورديم و نفهميديم با طناب اين جماعت مشارکتی نبايد تو چاه اصلاحات ميرفتيم .البته به علت فروش نکردن اين نمايش پست مدرن که به درد ملت امل و هميشه در صحنه ما نميخوره و اين جماعت اين نمايش رو به کارگردانی عمو بهزاد  و هيزم بياری داش آکل آرمين ، و بازيگردانی اوس رجب و ووو...در اجرای خصوصی برای نمايندگان ملل اروپايی و آمريکايی در حال اجرا هستن.اينهم مبارک اين آقايون.

من از شما سوال ميکنم چرا ما علل بدبختی خودمون رو داريم تو خونه همسايمون جستجو ميکنيم!! آيا واقعآ درد ما همون دموکراسی آمريکايی هستش که اين آقايون ميخوان برای ما به ارمغان بيارن!! البته که زهی خيال باطل و يا به قول روباه پير عمو بهزاد(تا سيه روی شود هر که در او غش باشد).والسلام علی من اتبع الهدی

 

 

 

  
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ دی ،۱۳۸٢
تگ ها :

آورده اند که

داستان ابوسعيد ابو الخير

در احوالات بعضی بزرگان از جمله ابو سعيد ابوالخير نقل می کنند که به اتفاق جمعی از کنار تاکستانی عبور می کردند به تپه ای از کود انسانی برخورد نمودند که بوی گند و متعفنش تمام فضا را آلوده کرده بود هر يک از همراهان در حالی که اظهار ناراحتی نمودند دست به بينی گرفته و گريختند.ابوسعيد مدتی ايستاد و ضمن نظاره بر اطراف با مذبله سخن گفت که چه هستی، و چرا اين گونه متعفنی، پاسخ شنيد ما از بهترين مآکولات الهی بوده ايم. ساعاتی چند همراه انسان شديم و ما را به اين روز در آورد.

عزيزم توجه داشته باش آنچه سبب فضيلت و برتری انسان است توجه انسان به مقام خليفه اللهی اوست والا انسان ابتداء امر چيزی جز نطفه و قطره ای گنديده و نجس نيست در وسط  راه هم مستراح سيار است وحمل کننده کثافات و در پايان نيز مردار و جيفه می گردد.

  
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٢
تگ ها :

من مينويسم ،پس هستم

سلام

  از صبح اول وقت تا حالا دارم با شرميشن سر و کله ميزنم عکسام آپلود نميشه.به بزرگواری خودتون ببخشين ،حالا هم اين دو سه جمله رو نوشتم که فقط بگم که مخلص همه دوستان هستم.(خودشم دربست،وسطم مسافر سوار نميکنيم).

اين دو سه روزه از آقا نريمان وقت گرفتيم خدمت برسيم تا به اين وبلاگ بی صاحاب سرو سامون بديم.فعلآ خدا حافظ

در ضمن روز جمعه قراره با دوستان بريم کوه هر کی مياد يا علی

  
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٢
تگ ها :

به پايان آمد اين دفتر حکايت همچنان باقيست

چون نوشتم حکايت همچنان باقيست برا اينه که تازه اين بابا تو زمون اسارت يادش افتاده چيا بنويسه.خدا کمکشون باشه اون بدبختايرو که سهيل بر عليه اونا فيلم گرفته و مطلب آماده کرده. منتظر باشيد به زودی صداش در مياد.

  
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٢
تگ ها :

← صفحه بعد