امروز سرحال نيستم اما اومدم كه بكم حالا حالاها هستم به كوري دو عين مشاركتيا فعلأ مينويسم تا اين محشورين با ابن ملجم و حرمله و عليرضا نوري ها به صراط مستقيم هدايت بشن اما ميدونم كه نرود ميخ اهنين در سنك ولي نا اميد نميشم به راه راست هم اكه هدايت نشن ميبندمشون به درشكه جد مرحومم ،تا خلق الله و مجاني ببرم زيارت عبد العظيم و بر كردونم تا لا اقل اخرتي نيم بند براشون درست كنم، اينا به زور كمكهاي بشردوستانه شهرام خان جزايري و اسكله نفتاي بهزاى خان نبوي خسر الدنيا نشدن اما همنشين بي بروبركرد حرمله و خولي هستن حالا باور ندارين صبر كنين تا ببينين البته فكر نكنين راستي (ماستي) هستما همشون از يه قماشن يا به قول ما أذريا (هاميسي بير بزن كراديلار)خلاصه ما اومديم به اين زوديا هم خيال رفتن نداريم،و اما از اين به بعد وبلاكا بيشتر تصويري ميشه هم زحمت شما رو كمتر كرديم هم تصويرا سوتي هاي واقعي خود أقايونو نشون ميده ،برا شماها هم شيرينتره فقط يه خورده مهلت بدين تا ببينين اين جشم شيشه اي جه جور موجوديه ضمنأ مرده شور ويندوز عربي رو هم ببرن كه برا نوشتن يه وبلاك ايزوكام شدم   
نویسنده : نادر بكايي ; ساعت ۳:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٢
تگ ها :