برای سهيل و سعيد

سهيل کریمی

چهارده روز پيش سهيل كريمی و سعيد ابو طالب دو مستند ساز ايرانی فقط به جرم اينكه بامعيارهای بشر دوستانه!!! كابوی های وحشی آمريكايی مطابق نبودن داخل خاك عراق بازداشت شدند. و تا حالا هيچ گونه خبری از اين عزيزان دردست نيست و غير از خبر روز گذشته روزنامه كيهان و برنامه مختصر شبكه دو امشب هيچ سخنی از اين دوستانم به ميان نيامده البته طبق معمول هم با اين سياست تنش زدای! ما و بی خيال ماآبی سياست مداران خارجيمان هيچ نوع جای گله ای برايمان نيست. و هيچ نوع انتظاری هم از اين عزيزان نداريم چون هر وقت از موضع گيری اين آقايان در قبال ديپلماتهای ايرانی در لبنان و ترور دانشجويان ايرانی در پاكستان وقتل عام خبرنگار ايرانی و ديپلماتهايمان در افقانستان خبری شد از اين عزيزان هم ميشود.البته محض اطلاع به سمع ونظرتان برسانم كه رياست محترم جمهور در رابطه با دستگيری غير قانوني و فوت غير قانونی تر  فيلمبردار مونث كانادايی كه برای اطلاع رسانی!! به ايران سفر كرده بود دستورات مقتضی را برای چهارتن از وزرايشان صادر كردند. بقيه اش هم باشد برای بعد.......................

از آقا سعيد هم عذر خواهی ميكنم كه عكسش را موجود نداشتم.

/ 9 نظر / 9 بازدید
abolfazl

با عرض سلام و احترام:ای کاش سهيل و سعيد هم ننگ پذیرش تابعيت يک کشور اجنبی را بر پيشانی مقدس خود نقش مي بستند تا اينگونه غريب نباشند...(گفتم غريب ! ياد بانويی افتادم که اين ايام مصادف با دهه اول شهادت او ميباشد. همان بانوی پاسدار ولايت...تسليت دير هنگامم را پذيرا باشيد.)ولی سهيل ها و سعيد ها را تا جايی که به خاطر دارم ، هميشه با پيشانی بند های يا فاطمه(س) ديده ام، غريب متوسل غريب می شود و چه سعادتی بالاتر.......

abolfazl

...کارو شعری دارد: در زمينی که زمان کاشت مرا/ گل زيبايش بجز خار نبود/ پستی و هرزگی و هرزه دری/ حسرتا بهر کسی عار نبود/ زار و بد بخت و گرفتار کسی که به اين عار گرفتار نبود...نمی دانم چرا اين شعر را نوشتم...هيچ قصدی در آن نهفته نيست!!! تنها بيان غربتی است که به بغض تشبيه يافته است....موفق باشيد.

خودم

سلام ممنون که برام دل می سوزانی

كلاشينكف

سلام حاجی ....! ظاهرا امروز اخبار گفته که آمريکايی ها اعتراف کردند به اينکه دو خبرنگار ايرانی را بازداشت کرده اند و هنوز در بازداشت نگه داشته اند ..... اميد به خدا ...انشاءالله سالم و صحيح برمی گردند! در ضمن مادر سهيل هم کلی شاکی شده از اينکه بچه ها سر نزدن...بشير و مجيد.د امروز رفتند خونه سهيل اينا

ماماني

راهنمايی که می رفتيم بهمون ميگفتن جوراب سفيد نبايد بپوشيم ..صبح به صبح يکی شلورامونو می کشيد بالا تا رنگ جورابامونو چک کنه...کفش ورزشی سفيد ممنوع ...فقط طوسی ...قهوه ای مشکی سرمه ای... تازه مشکی هم نه..چون مشکی رنگ شيکی بود...می گفتن نبايد مقنعتون از اين مقنعه هايی باشه که جلوش يه کم مياد بالا (مقنعه هايی که امروزه همه سرشونِ ) ما می پرسيديم چرا ..؟‌به خدا بهمون جواب دادن حرف نباشه فقط چشم.....

ماماني

وقتی می رفتيم دبيرستان دختر هايی بودن که به خاطر مشکلات هورمونی موهای پر مويی داشتن...اگه خدايی نکرده کسی اين موهای زائد رو برمی داشت بايد انقدر خونه می نشست تا دوباره همون شکلی بشه...بچه هايی بودن که بارها و بارها به خاطر اين صورت های زشت مسخره می شدن ...افسرده می شدن.....پيامبر می گه از شبيه شدن مرد به زن و زن به مرد متنفرم...می گه هيچی به اين اندازه منفور من نيست....ولی ما دخترکانمونو به خاطر دختر بودنشون اخراج می کرديم....

ماماني

هيچ گناهی در فرهنگ اسلامی ما قابل بخشش نيست؟؟؟؟؟؟؟ دختر ۱۴-۱۵ ساله يا بالاتر حق هيچ نوع اشتباهی رو نداره...؟؟؟؟ اين سرزمين فاضله که همه از بدو تولد عاقلند و استوار کجاست؟؟؟هميشه جهنم برای ما تصور شده...هميشه ترس از آتش اذيتم می کرد..چون تمامی تعليمات مذهبی ما از جهنم شروع می شد و به جهنم ختم می شد...گويی خدا انسانها رو آفريده برای سوزاندن....هنوز ترس از مرگ گاهی منو فلج می کنه...

ماماني

فکر می کنيد اگه اين آدمها به چهار ديواری برن گناهشون کمتر ميشه؟؟؟يا کمتر ديگران را به خطر می ندازن؟؟؟ پس چرا در اون روزگاری که مادرو پسر رو تو خيابونها می گرفتن که شما چه نسبتی داريد شهر ما بهشت نشد؟؟؟؟ چرا کشور ما طبق گفتهء‌خود اقايون خطر خيز ترين کشور دنيا ازنظر مسائل اجتماييه؟؟نادر خان (ببخشيد اگه خودمونی شدم)‌نمی دونم که چی بگم...اما حس می کنم اين کار راه حلش نيست... دلم می خواد بيشتر ياد بگيرم و بيشتر حرف بزنم اميدوارم که باز هم بيام و باشما حرفامو بزنم...و توفيق از اوست ... مامانی