آدمی را آدميت لازم است

نمایشگاه

اولين جشنواره كارتهاي اينترنتي و تلفن هم مثل بيشتر جشنواره هايمان با لودگي و بي محتوائي به كار خود خاتمه داد. البته بنده را به هر چه ميخواهيد متهم كنيد آزاديد چون به اندازه كافي آقايان با تسامح وتساهلشان اين آش شور آزادي !!!! را به خوردمان داده اند و ما هم عادت كرده ايم كه اگر هر گونه صحبتي بر خلاف نظرات فاشيستي ومحترم ! اين متوليان به اصطلاح فرهنگي بكنيم يا متحجريم يا انصارحزب اللهي هستيم و يا با اعضاء القاعده و طالبان همكاري داريم اما از ماگذشته هر انگ و بر چسبي دوست دارند ميتوانند بچسبانند چون به اندازه كافي به لاطاعلات اين جماعت گوش كرده ايم و پوستمان از پوست كرگدن هم كلفت تر شده، و به قول قديميها ما از اين بيدها نيستيم كه با اين بادها بلرزيم. حالا خدا وكيلي شما به قضاوت بنشينيد و بگوئيد واقعآ كساني كه طرف دار اين نوع جريانات و فرهنگ سازيها هستند آيا به شازده پسرهاي خود اجازه ميدهند با اين هيبت و شمايل در يك جشنواره شركت كنند و يا دختران محجبه شان را براي بازديد اين نوع مسخره بازيها به همراه ميبرند.اگر جوابشان نه است كه چرا اجازه اين لوس بازيها را ميدهند و اگر آري است كه لطف كنند و آدرس بدهند تا ما هم به هنرنمايي فرزندان اين رجل فرهنگي !!!! به نظاره بنشينيم.

اين عكسها گوياي نوع فرهنگ ، ترويج شده در اين جشنواره است.حالا مختصرآ گوشه اي از جشنواره را برايتان قلمي ميكنم تا شما هم در جريان اصل ماجرا قرار بگيريد.روز اختتاميه جشنواره مطابق با بيستم شهريورماه 1382 بنده به اتفاق كلاشينكف ،بوقبوقك و ماركو به اين جشنواره سراسر فرهنگي!! رفتيم كه در بدو ورودبا يك سرشماري مختصر ديديم كه در حدود 50 شركت 2 الي 3 نفره معظم ! كه هر كدام به قاعده يك كمپاني چند مليتي دبدبه و كبكبه دارند در سالن كانون به اصطلاح پرورشي و فكري كودكان جمع شده اند تا كاربران محترم را با آخرين تكنولوژي هاي روز ، آپ تو ديت بنمايندكه در اول و آخر همه اسامي و يا تبليغات آنها، شعار اولين شركت و يا بهترين شركت اينترنتي به چشم ميخورد كه . چشمگير! ترين بخش جشنواره سرويس دهي حضوري عروسكهاي بزك كرده در غرفه ها گوياي پشتيباني آتي اين كمپانيهاي معظم بودكه اين هنرمندان بي هنر با نور پردازي ورقص نورو موزيك و كراوات به هزار بدبختي و دريوزگي مشغول فروش نيم بها ي كارتهاي اينترنتي و تلفن خود بودند تازه بابت خريد مثلآ5 كارت به شما چه خدماتي هم كه نميكردند!!! از جمله كارت قرعه كشي پژو 206 هم ميدادند .(البته به خدا من فقط نگاه كردم حتي يك ساعت هم اكانت نخريدم) وجالب تر از همه استخدام سه دلقك مفلوك براي جشنواره بود كه شايد اين بازار فروش را پر رونق تر بكند. حتي در بعضي از غرفه ها به خريداران خوشبخت ! كه كارتهاي در پيت E1 بدون پروكسي ! كه سرعت آنها از الاغ مش قنبر هم كمتر بود خريده بودند عروسكهاي باگزباني، رود رانر و كايوت هديه ميدادند.كه بعضي از غرفه ها هداياي نفيس تري ! عرضه ميداشتند كه بماند……….اما در آخر گشت و گذار در جشنواره مقابل يكي از غرفه ها كه تعدادي دختر و پسر با حالات روحاني ! در سايت هاي كذايي در حال سير آفاق و انفس بودند توسط اين جانب مهمان يك فريم عكس ديجيتال شدند كه چشمتان روز بد نبيندعكس گرفتن همان و مشاجره با مسئول غرفه جو ساز همان. اين آ‎غا كه قد دستگيره تمدنش (كراواتش) از خودش بلند تر بود با يك كولي بازي فرد اعلا آنچنان كاري كرد كه جاي شما خالي نباشد اشهدم را گفتم ، چون حتي چوبه دار راهم آماده كرده بودند كه اگر پادرمياني مسئول حراست نمايشگاه (كه از بچه هاي بالا بود) نبود به احتمال قوي الان بنده در ميان شما نبودم. چون اين جماعت به كارت خبرنگاري اين جانب توجهي نكردندو خلاصه حقير را به جرم جاسوسي براي نشريات جناح خاص !! داشتند اعدام جشنواره اي ميكردند. در آخر سر به جديت ميگويم كه در آخر الزمان سگ ها را باز كرده اند و سنگ ها را بسته اند.چون تهيه گزارش و اعترض به اين نوع ناهنجاريها غير قانونيست اما منكر علني اين جماعت قانوني!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نریمان

سلام آقا نادر من هم به اون نمايشگاه رفتم دقيقا همونطوری بود که توصيفش کرده بوديد . و خيلی ناراحت کننده و مايوس کننده بود . اينو همه ميگفتن ولی من يه انتقاد جدی به مواضع شما دارم و اونم اينه که عزيز جان آدم بايد منصف باشه درسته که اونجا بد بود ولی آيا ما بچه حزب الهی ها هم تونستيم کاری بکنيم که بگيم اونها بدن و ما خوبيم ؟ کدوم خوب ؟ يه نمونه مثال بزنيد . هزار سال يه يه بار هم يه جشنواره مفيد علمی يا همين اينترنتی و کامژيوتری صورت نميگيره که بچه بسيجی ها متصدی باشن .ژس ما که هنوز کاری نکرديم به نظر من غير منصفانس که خيلی گير بديم . هر وقت يه کار مشتی تونستيم بکنيم . حق داريم اصلا کلا در تمام اينطور نمايشگاهها رو ببنديم و.... البتخ تو اين زمينه من حرف زياد دارم و درد دلم هم زياده که انشاءالله تو وبلاگم مينويسم ببخشيد که مزاحم شدم ـ به ما هم سر بزنيد . يا علی مدد

parsa_8m_prometeh

متاسفم.. :( حرف های شما دوست عزيز بسيار متين ولی تنها ميماند يک چيز دوست گرامی همه را نميتوان با يک چشم ديد .. همه انهايی که در اين تصاوير هستند يکسان نيستند .. و هميشه هيزم های تر و خشک با هم سوخته اند.. و نميتوان کشسی را متهم و تقصير کار دانست .. در اصل اين خود ماييم که باد ريشه خودمان را تغيير دهيم و انرا از بدی هامان پاک نماييم.. و خود ان خود را اصلاح نماييم .. شاعر ميگويد .. مشک ان است که خود ببوید نه ان که عطار بگويد//// و مان نبايد از خودمان نه تعريف کنيم .. که بگو ييم ما خوبيبيم و ديگران بد.. نه هرگز اين طور نبوده و نخواهد بود .. ما خود مان مقصر اصلی اين آشفتگيها هستيم..( دوست عزيز .. موفق باشيد.. مهر افزون.. خوش زی...)

رضا

باسلام ضمن تسليت بمناسبت شهادت روحانی مبارز و انقلابی بزرگ آیت الله حکيم به پيشگاه آقا آمام زمان (عج)و رهبر فرزانه انقلاب و مردم انقلابی ایران و جهان، به اطلاع شما دوست عزيز می رسانم از مطالب ارائه شده در وبلاگتان کمال استفاده برده شد امیدوارم در راه حفاظت و صیانت از انقلاب اسلامی موفق باشید در ضمن وب لاگ بنده با مطلب (( فرزند نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد، در خصوص نوه حضرت امام سيد حسين خمينی )) بروز گرديده است از حضور شما و ارائه نظراتتان استقبال می کنم.

ZOROO

سلام استاد! ممنون که سرزدی. هم اسممو باور کن هم نوشته هامو! خيلی خيلی مطالبت جالب بود همه رو خوندم . مخصوصا آخری حرف دل همه است. به کجا ميرويم نميدانم! يا علی

ali

حالا چرا پيدات نيست؟

حاج حميد

باسلام و عرض ادب و احترام خدمت شما دوست عزيز. مطلب نجوايی با يوسف فاطمه درد دلی از زبان همه منتظران به آقا تقديم شده است .... نگـــــارا روايت هجر تو « قصه العشق لاانفصام لها » همه لحظه های ماست ديگـر اکنــون چشم انتظاران و منتظرانت را به نگاهی و اشاره ايی و دعايی بنواز ... خوشحال ميشم با حضور سبز وصميميتون با دل نوشته ای زيبا و آسمونيتون با آقا نجوا کنيد... خدا نگهدار و التماس دعا .. برادرتان حاج حميد

حاج حميد

سلام دوست عزيزم. با ديدن عکس و خواندن مطلبتون واقعا متاسف و متاثر شدم. با خود گفتم که کجايند آن مدعيان دموکراسی و آزادی. کجايند آنانی که آه و فغان از عدم آزادی در اين مملکت دارند...واقعا به نظر شما در اين کشور آزادی نيست؟؟؟؟ دوست عزيزم اين صحنه ها منو به ياد وصيت نامه شهيد باکری انداخت که واقعا چه زيبا گفته بود ..دنيا کنيد تا با شهادت برويد و گرنه جزء گروه سوم ماندن بسيار سخت و دشوار است و از شدت ... دق خواهيد کرد.... نميدانم چه بگويم و چه بنويسم فقط از خدا . . . . . . . . .//// خوب بگذريم. خدا نگهدار و التماس دعا

پلاک جنگی

سلام واقعا خوشحال شدم که اومدم اينجا ديدم چند تا مثل خودم هنوز هستند که وقتی اين چيزا رو ببيبنن ناراحت بشن ولی فقط يه نکته اونم اينه که ما مگه مرديم که تو مملکت اسلامی اينطوری باشه شما مگه اونجا بوق بوديد يه تذکری چيزی نميگم دعوا کنيد ولی لشانی که ميشد وقتی من تو ما بی اهميت از کنارش بگذريم به همين شکله بابا مبا وظيفه شرعی داريم چرا قبول نميکنيم يا حق